ورزش جهان / شناسه خبر: 101865 / تاریخ انتشار : 1399/2/20 21:54
|

او بزرگ‌ترین، قوی‌ترین، قدرتمندترین یا سریع‌ترین مدافع تاریخ نبود اما نامش در کنار بهترین مدافعان جهان قرار می‌گیرد. اگر فرانس بکن‌باوئر را در نظر نگیریم، کمتر مدافع میانی‌ از نظر هوش، ظرافت بازی، جای‌گیری، بازی‌خوانی و توانایی رهبری تیم از خط دفاعی، به پای بارزی می‌رسد.
بارزی در دوران کاتناچو سلطان فوتبال بود؛ او لیبرویی بود که پست خود را متحول کرد؛ او کاپیتانی بود که الگوی تیمش بود و کسی که تیمش را بدون اینکه زیاد حرف بزند، هدایت می‌کرد. او در 20 سال، از 1977 تا 1997، هنر دفاعش را در خدمت تنها یک باشگاه قرار داد: میلان. او 14 سال از 1980 تا 1994 در تیم ملی ایتالیا حاضر بود و 81 بازی ملی انجام داد و در برخی از بزرگ‌ترین دستاوردهای ایتالیا نقش داشت.
بارزی که اخیراً تولد 60سالگی‌اش را جشن گرفته، در مصاحبه‌ای با سایت فیفا درباره دوران بازی‌اش صحبت کرده است.

به آغاز دوران بازی‌ات بپردازیم، به جام جهانی 1982 اسپانیا. تو در آن مسابقات بدون حتی یک دقیقه بازی مدال قهرمانی را گرفتی. از آن تجربه چه خاطراتی داری؟

-        من 22 سال داشتم و اصلاً بازی هم نکردم اما آن جام لحظه‌ای مهم و حیاتی را در دوران ورزشی من رقم زد و تجربه‌ای سنگین برایم بود. من با قهرمانانی که از دیدم اسطوره بودند وقت می‌گذراندم. جام جهانی قبلی در آرژانتین را با دقت تماشا کرده بودم و بازیکنانی مانند گتانو شیره‌آ، کلودیو جنتیله، آنتونیو کابرینی، مارکو تاردلی، برونو کونتی، جیان‌کارلو آنتونیونی و فرانچسکو گراتزیانی من را مبهوت کرده بودند. در سال 1982 در کنار برخی از این بازیکنان در تیم ملی بودم.

  • از آن جام چه درسی گرفتی؟

-ما جام را خوب شروع نکردیم اما در نهایت قدرتمندانه فاتح آن شدیم. ما بهترین تیم‌های دنیا را بردیم: برزیل، آرژانتین و آلمان غربی. آن تجربه یکی از مهم‌ترین اتفاقات زندگی من بود. من تلاش می‌کردم که به هر ترتیب به تیم کمک کنم اما مهم‌ترین مسأله این بود که بتوانم بازی‌ها را تماشا کنم و درس بگیرم. فهمیدم که تیم برای بازی‌های بزرگ چطور آماده می‌شود و چگونه خونسردی خود را حفظ می‌کند و این در سال‌های اول دوران بازی‌ام مهم بود.

  • در جام جهانی 1990 در ایتالیا هم حضور داشتی. تیمتان در مرحله نیمه‌نهایی حذف شد، در حالی که 518 دقیقه بود که در این تورنمنت گلی نخورده بود. چه چیزی مانع قهرمانی‌اش شد؟

-جام جهانی 1990 ماجرای کاملاً متفاوتی بود. من بازیکنی باتجربه بودم و چند سال بازوبند کاپیتانی میلان را به دست می‌بستم که یکی از بزرگ‌ترین تیم‌های فوتبال بود. واقعاً بر این باورم که آن تیم حقش بود دست کم به فینال برسد. تیم ما ترکیبی از بازیکنان جوان و باتجربه بود و به نظرم عالی کار کردیم. حیف که قهرمان نشدیم چون بازی در خانه فرصتی استثنایی است. گاهی مسأله بدشانسی است (ایتالیا در نیمه‌نهایی مقابل آرژانتین با ضربات پنالتی شکست خورد) و در سال 1994 هم همین اتفاق افتاد اما در سال 2006 اوضاع کاملاً متفاوت بود و شانس با ما یار بود. ورزش همین است دیگر.

  • صحبت 1994 شد. در بازی دوم مقابل نروژ مصدوم شدی. فکر کردی جام را از دست می‌دهی؟

-تردیدی نداشتم. ضربه سختی بود. من کاپیتان بودم و می‌دانستم این آخرین جام جهانی من است. جو تیم عالی بود. همبازی‌های زیادی از میلان در تیم بودند و آریگو ساکی هم مربی تیم بود. او در سال‌های گذشته موفقیت‌های بسیاری با میلان کسب کرده بود. به همین دلیل تورنمنت بسیار خاصی برایم بود و واقعاً حس می‌کردم که می‌توانم عملکردی عالی داشته باشم اما اوضاع به گونه دیگری رقم خورد. من مجبور به ترک میدان شدم و هم‌تیمی‌هایم با وجود کار سختی که داشتند، به بهترین شکل بازی را به پایان بردند (ایتالیا که از دقیقه 21 ده‌نفره شده بود، بازی را یک بر صفر برد.)

  • در 4 تیر آن سال زانویت را جراحی کردی. چطور توانستی به فینال که 26 تیر بود برسی؟

-(با خنده) من این ماجرا را سال‌هاست که تعریف می‌کنم، ولی واقعاً باورنکردنی است. تجربه پرفشاری بود. من هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم در آن جام بار دیگر بازی کنم. تحت درمان و فیزیوتراپی قرار گرفتم و به این فکر می‌کردم که به تعطیلات بروم و آماده فصل بعد شوم. پس می‌توانید تصور کنید که وقتی فهمیدم می‌توانم در فینال بازی کنم چقدر شگفت‌زده شدم.

  • راستش را بگو؛ حس می‌کردی کاملاً آماده‌ای؟

(با خنده) من هرگز نمی‌توانم بگویم که صددرصد آماده بودم. چند جلسه تمرین سنگین را پشت سر گذاشته بودم و زانویم هم خوب جواب داده بود. زانویم مشکلی نداشت و ورم هم نکرد. مسأله این بود که چندین بازیکن را به دلیل مصدومیت و محرومیت نداشتیم. در نهایت، ساکی تصمیم شجاعانه‌ای گرفت و به من بازی داد.

  • آیا آن بازی یکی از پرفشارترین دیدارهای عمرت بود؟

-بله، روز بسیار بسیار پرفشاری بود. من فقط درباره 120 دقیقه بازی حرف نمی‌زنم. روز قبلش را یادم هست که نمی‌دانستم بازی می‌کنم یا نه. منتظر بودم که صبح بازی متوجه شوم که آیا به میدان می‌روم یا نه. تمام مدت به این فکر می‌کردم که آیا آماده‌ام؟ آیا زانویم جواب می‌دهد؟

  • تو سه تجربه کاملاً متفاوت در جام‌های جهانی داشتی. چطور آنها را جمع‌بندی می‌کنی؟

-هر سه متفاوت بودند و به نظرم خیلی خوش‌شانس بودم که در سه جام جهانی بازی کردم و در هر سه، روی سکو رفتم. کار آسانی نیست، هست؟ برخی بازیکنان در چهار جام جهانی به میدان رفته‌اند و قهرمان هم شده‌اند اما در برخی جام‌ها به شکل بدی حذف شده‌اند. اینکه اول، دوم و سوم شوید اصلاً بد نیست. من اعتراضی ندارم!

  • به عنوان یکی از بهترین مدافعان تاریخ، نظرت درباره مدافعان فعلی چیست؟

-فوتبال در 15، 20 سال اخیر بسیار عوض شده، نه فقط داخل میدان، بلکه دسترسی به اطلاعات و نقش شبکه‌های اجتماعی هم بسیار پررنگ شده است. به نظرم نگاه به مدافعان هم در طول این سال‌ها تغییر کرده است. طرفداران واقعی فوتبال می‌دانند که مدافعان چقدر مهم هستند و واقعاً برایشان ارزش قائلند. اگر بخواهم نام ببرم، یکی از آنهایی که واقعاً برجسته است، ویرجیل فان‌دایک است که کیفیت، شخصیت و قدرتی که یک مدافع برای رهبری لیورپول نیاز دارد را نشان داده است.

  • تو در شش دهه زندگی، بازیکنان بزرگ زیادی را دیده‌ای. کدام‌یک از آنها در لیست بهترین‌های تاریخ از دید تو قرار می‌گیرد؟

-من در کنار و مقابل بازیکنان بزرگ پرشماری به میدان رفته‌ام و نام بردن از یکی از آنها برایم سخت است اما با توجه به چیزهایی که در فوتبال دیده‌ام، از هر نسل دو نفر را نام می‌برم که اثر زیادی بر فوتبال گذاشتند: پله و اوزه‌بیو که در کودکی بازی‌هایشان را از تلویزیون تماشا می‌کردم؛ یوهان کرویف و فرانس بکن‌باوئر و بعد دیه‌گو مارادونا و میشل پلاتینی، رونالدو و مارکو فان‌باستن و در نهایت لیونل مسی و کریستیانو رونالدو. همین بس است دیگر؟
 

captcha
تازه ها
بیشتر